پسر هر چند وقت یک بار به طرف بالا و گوشه ی سقف کلاس نگاه میکنه
...
استاد: بچه تو چته؟ نکنه از اون بالا کفتر می آیه
پسر هر چند وقت یک بار به طرف بالا و گوشه ی سقف کلاس نگاه میکنه
...
استاد: بچه تو چته؟ نکنه از اون بالا کفتر می آیه
میدونی فرق تو و بارون چیه؟
بارون از آسمون میباره و تو
از چشای من
سوژه ها هم فهمیدن باید سراغ چه کسی بیان!
یکی مثل این، خواب رو به خاطر دیدنش دوست داره
یکی مثل من، خواب رو به خاطر لحظه ای فکر نکردن بهش
و بَلا، گر افتد به روزگارت
و ِبلاگر بایدت شد!
ای دختر پولدار که بابات کارخونه داره...!
کاشکی جای کارخونه یک کم آبرو داشت
کلاف رو دیدید؟
با یک (ه) اضافه تر خود ِ خود ِ منم
الآن
مهرت نشست
درست جایی که ... داشت می پوسید
سرگیجه گرفتم
بس که توی خاطره ها دنبالت گشتم و چیزی نیافتم
زخم خورده ی غربتی
سیلی خورده ی دست روزگار
و بارها بازنده ی بازی سرنوشت
اما تو
و فقط تو
معناترین معنای خداوندی
مادر
...
مادر
...
مادرم
از بچگی آرزوی داشتن یه آهو و یه اسب داشتم
...
آهو که خودم شدم
اسبَم میشی؟
همیشه برای با هم بودن تلاش میکردیم
نه برای با هم موندن
استاد: کسی میدونه ABS مخفف چیه؟
صدایی از پشت سر: عباس!
* دیدی پسره چقدر بلوز آبی ساده داره، از پررنگ تا کمرنگ؟
_ نه بابا یکی بیشتر نداره، میشورتش این شکلی میشه!
خوب، دسته گل معاونت فرهنگی دانشگاه زنجان هم به آب انداخته شد
بیخود نیست آب های جاری روز به روز کثیف تر و پر میکروب تر و لجن تر می شن!
دندون شیری که می افته، کرسی میاد جاش
کرسی که بیفته، دیگه چیزی نمیاد جاش
...
تو، از چشمم افتادی
شیری بودی انگار!
* این آقا با این تیپ و مدل ِ ریش ، نقاشه؟
_ این آقا خیلی سعی داره همه رو رنگ کنه، ولی نقاش نیست!
پست های اخیر چنگی به دلم نمی زنن
تغییراتی ایجاد خواهم کرد
باشد که موثر افتد!