فضا لبریز است از بوی سیب و وسوسه ی گناه. نکند به راستی زاده ی فریبیم!؟ آن بهشت دور و این همه بوی سیب ببین با ما چه می کند؟!
پنهانش کن...نیازت را می گویم
عید مبارک
فضا لبریز است از بوی سیب و وسوسه ی گناه. نکند به راستی زاده ی فریبیم!؟ آن بهشت دور و این همه بوی سیب ببین با ما چه می کند؟!
پنهانش کن...نیازت را می گویم
عید مبارک
مرا از بچگی احساس دادند
کلید قفل هایم را
به دست حضرت عباس دادند
خود را به سوی ماه افکنید ، حتی اگر خطا کنید میان ستارگان خواهید نشست.
خورشید را دوست دارم به خاطر وسعت روحش چون: شب ناپدید می شود تا ماه فراموش کند
حقیقت تلخی را که از او نور می گیرد
توی پارک...دختر بچه ای با لنگه دمپایی اش ، محکم می کوبه تو سر مورچه هایی که جای
نشستنشو اشغال کردن.......موفق می شه، همشونو می کشه و اونجا می شینه.......
ولی چند ثانیه ای بیشتر نمی گذره که مورچه های دیگه ای به حریم کوچیک دخترک حمله ور می شن.
مورچه های مزاحم زندگیم زیاد شدن...دمپایی ام کو؟!!!!!!!
دستانم بوی گل می داد ، منو به جرم چیدن گل محکوم کردند ، ولی هیچ کس نگفت شاید...شاید
گلی کاشته باشم
خداوندا ! اگر کاشتن اسیر چیدنم می کند ، بی کارم کن
اگر اندیشه ی خیانت به یاران بر سرم افتاد ، بر سر دارم کن
اگر به لحظه ی غفلتی در افتادم ، پیش از سقوط هوشیارم کن
اگر رنج بیماران لحظه یی از دلم بیرون رفت ، سخت و بی ترحم بیمارم کن
خداوندا ! خوارم کن ، اما...اما مردم آذارم نکن
خدا جونم...زیبایی بخش چشمای آهو...منو ببخش
راستی...شهاب های امشب برای شنیدن آرزوهای ما میان...نذاریم دست خالی برن.
((اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست))
او جانشین همه نداشتن ها است.
نفرین و آفرین ها بی ثمر است.