تبليغاتX
آهو

چقدر ماه را دوست خواهم داشت اگر سه شنبه رؤیت شود و ما تا آخر هفته تعطیل شویم!

تصحیح:

منجمان ایرانی را دوست تر خواهم داشت اگر امسال دید اشتباهشان، ماه را سه شنبه ببیند!!!

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1385/07/28 و ساعت 4 |

ترجیح میدی نماز عشاء رو جماعت نخونی و زودتر از مسجد بیای بیرون...هنوز پاتو بیرون نذاشتی یه پیرزن ازت کمک می خواد و تو اونو تا نزدیکی های خونشون همراهیش می کنی

تقریباً دو برابر وقتی رو که می خواستی از دست ندی رفت.ولی...ولی حتماً یه حکمتی در کار بود

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1385/07/21 و ساعت 1 |
یکی عاشقت میشه...بعد از یه مدت به حدی ازت متنفر میشه که دومین شب جمعه ماه رمضون با

سرعتی از کوچه عبور می کنه که اگه خودتو به دیوار نمی چسبوندی حتما زیر ماشینش تیکه تیکه

می شدی!!!!!!!

چه معنی میده؟

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1385/07/14 و ساعت 4 |

و باز هم کلاس و درس و دانشگاه...و باز هم ساکت نشستن سر کلاس و در نهایت دو در کردن کلاس...و باز هم شیطنت های بچه گانه من و مهدیه و شکوفه...و باز هم نامه های سر کلاس و نوشته هایی که فقط سر کلاس خوندنش حال میده...و باز هم...

شاید سال آخریست که تجربه این (و باز هم) ها رو کسب می کنم

چقدر زود گذشت!!!!!!!

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1385/07/10 و ساعت 1 |