راضیه و رضا ! عاشق هم میشن، به اسم هم در میان ، رضا ارشد قبول می شه و میره یه شهر دیگه...راضیه موند تنها اما خوشحال و به انتظار
اما حالا...حالا رضا به خاطر یه بیماریه ارثی بیمارستان روانی بستریه، و راضیه موندش تنها...راضیه موند و یه عالمه طعنه از فامیل هایی که زمانی خواستگارش بودن و به خاطر رضا جواب رد شنیدن...راضیه موند و یه دنیای بزرگ...یه دنیای بزرگ بدون رضا
+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1385/09/30 و ساعت
0 |
