تبليغاتX
آهو

قشنگترین SMS عید

2 روز دیگه:

بهار میاد و

همه چیزو (تازه) می کنه

سال و

ماه و

روزها رو

هوا و

طبیعت و ...

ولی فقط 1 چیز کهنه می شه

که به همه اون تازگیا می ارزه

رفاقتمون

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1385/12/29 و ساعت 1 |

آخه شماها چی فکر کردین؟

یعنی واقعاً فکر کردین من یه تقویمی می خوام که از 1 مهر تا 30 آذر رو نداشته باشه!!!!!!!

واقعاً؟

تقصیر شما نیست...نظام آموزشیه ما مشکل داره...همه چیزو حاضر و آماده بهمون می گن

و هیچ وقت از ما نمی خوان بریم دنبال یه مطلب

ما عادت کردیم به دریافت ِ هضم شده ی همه ی یافته ها

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1385/12/28 و ساعت 1 |

کاشکی صفحه های تقویم امسالم...خزونی نداشته باشه

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1385/12/24 و ساعت 1 |

***فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون مي‌گيم دوست.

 

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1385/12/19 و ساعت 1 |

باران می بارد امشب...دلم غم دارد امشب

آرام جان خسته...ره می سپارد امشب

...

از زمانهای خیلی دور! عاشق این آهنگ بودم و امشب یهویی دلم هواشو کرد

بد جور دلم غم دارد امشب!

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1385/12/18 و ساعت 1 |
آهو: مامان! دلم واسه رضا تنگ شده!!! (رضا یکی از هم کلاسی ها می باشد)

مامان ِ آهو: چشمم روشن، دیگه؟!...حالا چرا به من میگی؟

آهو: خوب به تو نگم به کی بگم؟

روز بعد...آهو: مامان رضا رو دیدم

مامان ِ آهو: خوب چیکار کردی؟

آهو با خوشحالی: هیچی! سرمو عین ... انداختم پایین از کنارش گذشتم...نه تنها قیافه اشو ندیدم که جواب سلامشم ندادم

مامان ِ آهو:  

 

با توجه به سوء تفاهم های متعدد از طرف دوستان باید عرض کنم که بنده و آقا رضا هیچ علاقه ای از نظر عشقولانه ای به

 هم نداریم و تنها و تنها دل تنگ بودن دلیل به این امر نخواهد شد...با تشکر

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1385/12/14 و ساعت 6 |
باز هم تنهایی

اینبار تموم شدن درس یکی از دو (بق بقوی عاشق) و رفتنش از دانشگاه

و دلتنگی و گریه های شبانه روزیه اون یکی بق بقو!

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1385/12/13 و ساعت 6 |