تبليغاتX
آهو

نیست بر لوح دلم جز الف ِ قامت ِ یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم!

 

تازه یه جا دیگه هم نوشته بود:

استاد پاش!!!!!!!

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1386/02/24 و ساعت 5 |

نهایت غم و تأسف و توی چهره اش حس کردم...

اکبر و می گم...دوره دانشجویی ش مستأجر همسایمون بود

و امروز بعد از سالها اومد تا به پیرزن مهربونی که توی شهر غریب واسش عین مادر بود، سر بزنه

و من!...خبر فوت پیرزن و بهش دادم

و ... نهایت غم و تأسف و توی چهره اش حس کردم

 

دوباره امروز واسه از دست دادن خیلی از عزیزام غصه خوردم

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1386/02/21 و ساعت 2 |
می گن:

عدالت آبه.......به گاو بدی شیر می ده.......به مار بدی زهر می ده!

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1386/02/16 و ساعت 8 |
نتاز و نناز که ... مقصد خاک است

 

پشت یه کامیون نوشته بود

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1386/02/07 و ساعت 9 |

لطفا پس از شنیدن صدای بوق...

چیزی بگو...حرفی بزن...وگرنه می میره دلم!

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1386/02/05 و ساعت 7 |
اگه ابره که بارون می زنه

می زنه به دشت و صحرا می زنه

می زنه به کوه و دریا می زنه

دِلمه که داره فریاد می زنه

 

این آهنگ امروز شده بود همدم من

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1386/02/01 و ساعت 23 |