تبليغاتX
آهو
مرد خواست با تعصب بی اندازه اش، اقتدارشو به زنش ثابت کنه...

...

زندگیشو از دست داد

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1386/05/28 و ساعت 21 |
 

میلاد آقا ابوالفضل بر همه مبارک

 

Agha

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1386/05/26 و ساعت 22 |

جاتون خالی به بهونه عروسی چند روزی زودتر رفتیم شمال

و فرصتی شد تا به خاطرات گذشته و کودکی سری بزنم

باغ...پشت خونه پدربزرگ...کلبه ای که الان تبدیل به ویلای! گوسفندها شده...من!...مونا!...سحر!... و سنجاقک هایی که هیچ وقت از دست ما آسایش نداشتن

درخت گردو...سقف شیبدار و حلبی ِ همسایه که محل نشونه گیریه ما بود...قائم باشک بازی پشت درختهای باغ.......

و...

عروس شدن سحر! نشونه تموم شدن اون دوره پر خاطره

 kolbe

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1386/05/09 و ساعت 1 |