تبليغاتX
آهو

انگار کبوترهای حاجتم هنوز به حرم نرسیدن!

...

نکنه بلایی سرشون اومده باشه

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1386/11/28 و ساعت 23 |

سر ِ برباد داده

عقل از کار افتاده

...

چشمای خیره ( به در)

دهان قفل شده (با سکوت)

...

دست های خسته

قلب شکسته

...

دل تیکه پاره

کمر خمیده

پاهای برهنه

.......

خوب مجبور بودی عاشق شی تا اینجوری خودتو علیل کنی؟

 

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1386/11/27 و ساعت 13 |
پرنده های قفسی، نمیدونن دنیا کِیا بهاره

.

.

.

تو میدونی؟

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1386/11/21 و ساعت 23 |

مانند خودکاری باشید که خود کار، کار ِ خودکار و تمامی ِ کار ِ خود را انجام می دهد.

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1386/11/18 و ساعت 23 |

من صادقانه جلو اومدم

اما تو.......آنه رو نگه داشتی و صادق و پس فرستادی!

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1386/11/17 و ساعت 12 |

اونوقت میگین بدون سوال، چی جوری دنبال جواب معما میگردی!

کدومتون فهمیدین این پست قبلی، آهنگ انقلاب بود؟         هیچ کدوم

همون به لاله ی در خون خفته...

...

دو نقطه دی

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1386/11/15 و ساعت 0 |

هو  هوهوهوم   هوهوهو   هوهوهوم   هوهوهو   هوهوهوم   هوهوهو   هوهو   هوهوم

آآآهاهاها   آهاها   هاهاها   آهاها   هاهاها   هاهاها   هاها   هاها

!!!!!!!

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1386/11/12 و ساعت 13 |

یادته من صف تاکسی واستاده بودم؟

یادته تو با ماشین با 2 تا از دوستات از کنارم گذشتی، جلوتر نگه داشتی؟

یادته دوستت رفت عقب نشست تا من راحت باشم؟

یادته من بی توجه به کارای تو یه دربست گرفتم، از کنارت گذشتم، واست دست تکون دادم؟

.......

یادته تو بعدش تا 6 ماه خونمون نیومدی؟

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1386/11/07 و ساعت 12 |

وقتی مثل گاو می خوری و مثل خرس می خوابی، لااقل مثل خر و اسب هم کار کن، تا مثل گوریل چاق نشی!

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1386/11/06 و ساعت 12 |

اشکهام مثل جیشه!

جمع می شه، جمع می شه

یهویی خالی میشه!

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1386/11/05 و ساعت 12 |

دیدم پست های این چند وقت غمگین بودن

گفتم یه خورده شاد شیم

.

.

.

1..........2............3

کفتر کاکُل به سر!

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1386/11/04 و ساعت 16 |

تا حالا شده اونقدر بی کس شین که با در و دیوار اتاق حرف بزنین؟

شده اونقدر دلتنگ شین که برای گریه کردن، از خودتون هم خجالت بکشین؟

شده این بغض های لعنتی تون اونقدر جمع شن که گلوتون به شدت بسوزه

...

هیچی ... میخواستم بدونین من چقدر بدبختم!

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1386/11/03 و ساعت 12 |

زمان که وا نمیسته

دنیا هم همینطور

قلب من هم ایضاً

...

چی رو وایستونم پیاده شم؟

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1386/11/02 و ساعت 21 |

ده.......بیست.......سی.......چهل.......پنجاه.......شصت.......هفتاد.......هشتاد.......نود.......صد

حالا که رسید به 100 تا

...

شد یک قرن.......

بس نیست؟

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1386/11/01 و ساعت 11 |