تبليغاتX
آهو

داره ازم خوشم میاد!

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/07/25 و ساعت 22 |

سیما .............. یار دبستانیه من ................... چهارم دبستان رفتن تهران

شهناز ............ دوست دوران راهنمایی .......... دوم دبیرستان رفتن تهران

و حالا یلدا ....... دوست صمیمی 10 ساله من ... دارن می رن تهران

...

دلت می خواد بری تهران زندگی کنی؟

بدو بیا با من دوست شو

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/07/18 و ساعت 15 |

آدم وقتی روز به روز بیشتر می فهمه که قبلا چقدر احمق بوده

داره عاقل میشه یا احمق تر؟

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/07/11 و ساعت 23 |

مهندس از همون اول با اکیپ وحید اینا بد بود

ساعت آزمایشگاهمون ۱۰-۸ صبح بود و قرار شد هیشکی نره سر کلاس

خوب دیشبش شب قدر بود و ...

هفته ی بعد فهمیدیم طبق معمول دو تا نخاله رفتن سر کلاس و همه غیبت خوردیم، اونم درس ۱ واحدی!

...

وحید رو به استاد فریاد می زد: ببین مهندس! شب قدر بود، کلاس تو که آزمایشگاست، اگه پایان ترم هم داشتم نمیومدم!

.......

این شب ها این خاطره ول کن ِ من نیست

گفتم بلکه اینجا نوشتن چاره شود

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1387/07/03 و ساعت 3 |