داره ازم خوشم میاد!
سیما .............. یار دبستانیه من ................... چهارم دبستان رفتن تهران
شهناز ............ دوست دوران راهنمایی .......... دوم دبیرستان رفتن تهران
و حالا یلدا ....... دوست صمیمی 10 ساله من ... دارن می رن تهران
...
دلت می خواد بری تهران زندگی کنی؟
بدو بیا با من دوست شو
آدم وقتی روز به روز بیشتر می فهمه که قبلا چقدر احمق بوده
داره عاقل میشه یا احمق تر؟
مهندس از همون اول با اکیپ وحید اینا بد بود
ساعت آزمایشگاهمون ۱۰-۸ صبح بود و قرار شد هیشکی نره سر کلاس
خوب دیشبش شب قدر بود و ...
هفته ی بعد فهمیدیم طبق معمول دو تا نخاله رفتن سر کلاس و همه غیبت خوردیم، اونم درس ۱ واحدی!
...
وحید رو به استاد فریاد می زد: ببین مهندس! شب قدر بود، کلاس تو که آزمایشگاست، اگه پایان ترم هم داشتم نمیومدم!
.......
این شب ها این خاطره ول کن ِ من نیست
گفتم بلکه اینجا نوشتن چاره شود