تبليغاتX
آهو
 

بچه ها

سلامت باشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید

 

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/12/29 و ساعت 13 |
 

راه تکراریه ترمینال تا دانشگاه

کنار خیابون دو تا شقایق کنار هم روئیدن .......

3-4 متر جلوتر، دو تا شقایق دیگه کنار هم .......

4-5 متر جلوتر، دو تا شقایق دیگه

و هر چند متر و چند متر ...

عجیب بود

یادمه جفت شقایق ها رو دالّ بر خوش یمنی گذاشتم اگه اون روز می دیدمت

...

و یادمه دیدمت!

اما...

...

تو هم جفت بودی

 

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1387/12/26 و ساعت 12 |
 

بچه ای نداشت

همسری هم نداشت

اما اونقدر تشییع جنازه اش شلوغ بود، که جای خالی بچه ای حس نمی شد

از شاگردهای الانش

منی که ۶ سال پیش شاگردش بودم

خواهرم که ۱۳ سال پیش شاگردش بود

و کسانی که الان بچه هاشون شاگردشن

همه گریه میکردن

...

اون یک مدیر نمونه بود

 

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1387/12/24 و ساعت 0 |
 

تو سیاهی مثل

...

(حیف مثال)

مثل خودت!

 

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/12/22 و ساعت 14 |
 

دلم بدجور هوای جاده فیروزکوه کرده

با یه پیکان!

به سمت شمال

سکوت همه ی افراد خونواده

و صدای آهنگ فرزین...

(یه معشوقه می خواستم)

 

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1387/12/20 و ساعت 23 |
 

خاله قورباغه یادتونه

چند روزی است چشمام شده شبیه اون!

به همون قلمبگی

 

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1387/12/19 و ساعت 12 |
 

آمون برای مصریان

مثل تو بود برای من

 

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1387/12/11 و ساعت 15 |
 

موی سپید را فلکم به رایگان نداد

این رشته را در دوران جاهلیت، به من غالب کردند

 

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1387/12/09 و ساعت 13 |
 

اینبار تیرت نشست

درست جای یه زخم کهنه

 

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1387/12/07 و ساعت 23 |
 

از (بود)ها دل کنده ام

(خواهند بود) ها را نشانه خواهم رفت

 

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1387/12/05 و ساعت 15 |
 

از وقتی نیستی

زمان حسابی خوش حوصله شده

 

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1387/12/03 و ساعت 14 |
 

پام پیچ خورد

منم با پیچ گوشتی اونقدر سفتش کردم تا بدونه هر پیچی جای پیچیدن نیست

 

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1387/12/01 و ساعت 22 |