تبليغاتX
آهو

شنیدی؟

غرورم بود

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/03/31 و ساعت 23 |

می تونی اونقدر ذهنت رو درگیر کنی

که گیر کنی همونجا له شی، بمیری!

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1388/03/30 و ساعت 14 |

فکر میکردیم دست روزگار داره نوازشمون می کنه

غافل از اینکه داشت دور گردنمون می پیچید تا یکباره خفمون کنه

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1388/03/27 و ساعت 14 |

بارون امشب اما

حسابی زلالم کرد

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/03/21 و ساعت 23 |

بارون امشب حسابی باجناق ام کرد!!!!!!!

 

پست مرتبط همین پایینیه است

 

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/03/19 و ساعت 0 |

بارون امروز حسابی جاری ام کرد

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/03/17 و ساعت 0 |
 

لطافت یعنی

شنیدن صدای خنده کودکی، وقت بازی

 

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/03/15 و ساعت 23 |
 

عاشقم کردی زیرکانه

همراهت شدم صادقانه

ترکم کردی بی بهانه

من موندم و گریه های شبانه

.......

برگشتی عاجزانه

تو بمون با اون ادعای عارفانه

تنهای تنها

 

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/03/15 و ساعت 0 |
 

امشب مطمئن شدم که به (چیز!!!!!!!) رأی نخواهم داد

 

شاید اگه خاتمی خودش میومد، ... ، نظرم متفاوت بود

 

 پس نوشت: دوستان سوء تفاهم نشه، بنده طرفدار هیچ کدوم از نامزدها نیستم

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 0 |
 

راستشو بگین

کدومتون رفتین بهش گفتین

که خفه شد؟

 

مرتبط الپُست

 

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1388/03/13 و ساعت 0 |
 

نه تنها خودتو می گیری

که همه چیز رو هم به خودت می گیری

 

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/03/10 و ساعت 23 |
 

مهندس ماشینی داشت قدیمی و اوراق

 

مهندس سر کلاس: آهو! این ماشین حسابت مال چند صد سال پیشه؟

آهو: با ماشین شما هم دوره س!

...

مهندس جلسه بعد بدون ماشین اومد و اولین حرفی که سر کلاس زد این بود: آهو! ماشینم رو چش کردی رفت تعمیرگاه

 

نوشتک: اوراق ... اُراق ... عراق ... عوراق ... اوراغ ... اُراغ ... عراغ ... عوراغ

+ نوشته شده توسط آهو در شنبه 1388/03/09 و ساعت 14 |
 

* آهو: حامی جون رفتی قم و جمکران، واسه من دعا کنی ها ... حامی! یادت نره ها!

حامی در حالی که با چشای نازش با تعجب نیگام می کنه، سر تکون میده

...

حامی توی حرم با صدای بلند: خدایا من واسه آهو دعا کردم!!!!!!!

 

پست مرتبط

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/03/07 و ساعت 23 |
 

با سایه ام هم نمی سازم

این روزها

 

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1388/03/06 و ساعت 23 |
 

یکی به اون بچه مخفی بگه دلم واسه نوشته هاش تنگ شده

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/03/04 و ساعت 21 |
 

داری عین زمین گرد و قلمبه می شی!

اِ، پس واسه همین تو مثل ماه هی  دورم می گردی!

 

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/03/03 و ساعت 0 |
 

منتها احتمال قبولی شما به صفر نزدیک است

مگر با عنایت همیشگی پروردگار

و دعای دوستان

 

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/03/01 و ساعت 23 |