شنیدی؟
غرورم بود
می تونی اونقدر ذهنت رو درگیر کنی
که گیر کنی همونجا له شی، بمیری!
فکر میکردیم دست روزگار داره نوازشمون می کنه
غافل از اینکه داشت دور گردنمون می پیچید تا یکباره خفمون کنه
بارون امشب اما
حسابی زلالم کرد
بارون امشب حسابی باجناق ام کرد!!!!!!!
پست مرتبط همین پایینیه است
عاشقم کردی زیرکانه
همراهت شدم صادقانه
ترکم کردی بی بهانه
من موندم و گریه های شبانه
.......
برگشتی عاجزانه
تو بمون با اون ادعای عارفانه
تنهای تنها
امشب مطمئن شدم که به (چیز!!!!!!!) رأی نخواهم داد
شاید اگه خاتمی خودش میومد، ... ، نظرم متفاوت بود
پس نوشت: دوستان سوء تفاهم نشه، بنده طرفدار هیچ کدوم از نامزدها نیستم
نه تنها خودتو می گیری
که همه چیز رو هم به خودت می گیری
مهندس ماشینی داشت قدیمی و اوراق
مهندس سر کلاس: آهو! این ماشین حسابت مال چند صد سال پیشه؟
آهو: با ماشین شما هم دوره س!
...
مهندس جلسه بعد بدون ماشین اومد و اولین حرفی که سر کلاس زد این بود: آهو! ماشینم رو چش کردی رفت تعمیرگاه
نوشتک: اوراق ... اُراق ... عراق ... عوراق ... اوراغ ... اُراغ ... عراغ ... عوراغ
* آهو: حامی جون رفتی قم و جمکران، واسه من دعا کنی ها ... حامی! یادت نره ها!
حامی در حالی که با چشای نازش با تعجب نیگام می کنه، سر تکون میده
...
حامی توی حرم با صدای بلند: خدایا من واسه آهو دعا کردم!!!!!!!
با سایه ام هم نمی سازم
این روزها
یکی به اون بچه مخفی بگه دلم واسه نوشته هاش تنگ شده
داری عین زمین گرد و قلمبه می شی!
اِ، پس واسه همین تو مثل ماه هی دورم می گردی!
منتها احتمال قبولی شما به صفر نزدیک است
مگر با عنایت همیشگی پروردگار
و دعای دوستان