تبليغاتX
آهو

همه ی حرف هات دروغ بود، حتی خداحافظی کردنت

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/05/30 و ساعت 23 |

از نگاهت تا قلبم، فقط یه پل چوبی شکسته است

اگه می تونی عبور کن

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1388/05/28 و ساعت 23 |

از نگاهت به قلبم، یکی آر پی جی میزنه، هی!

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/05/26 و ساعت 0 |

به نظرتون من از ته دل خوشحال باشم بهتره یا از صمیم قلب

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/05/22 و ساعت 23 |
شروع

سال اول، بی تولد موند!

سال دوم

و

سال سوم

و ...

آهو حامی ادامه خواهد داشت

شاید جایی غیر از اینجا

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/05/19 و ساعت 23 |

حال عجیبی ست

نمی دونم به خاطر میلادت شاد باشم، یا به بهونه نیومدنت، گریه کنم؟

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/05/16 و ساعت 15 |

عرق ِ شرم ِ نگاهت، دلیل مستی های بی هنگام منه

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/05/13 و ساعت 22 |

ردّ رفتنت، هنوز از چشمم روی گونه هام جاریه

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/05/11 و ساعت 23 |

سر ِ دردهام، به تو ختم میشه

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/05/09 و ساعت 23 |

دلم رو با خودت بردی، نوش جونت

ولی ...

امیدوارم بالا بیاریش

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/05/08 و ساعت 23 |

توی تنها یی هام، خیلی کار دارم ...

کمک حالم می شی؟

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/05/06 و ساعت 22 |

یادت در ذهنم، تو کُماست

 

ته نوشت: به فکر اهدای عضوشم

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/05/02 و ساعت 22 |

زخم زبونات رو دلم، جاش کبوده

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/05/01 و ساعت 13 |