تبليغاتX
آهو

- بدجور موندم

* کجا؟

- پشت کنکور

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/06/31 و ساعت 23 |

- بدجور موندم

* کجا؟

- تو خماری

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/06/29 و ساعت 23 |

منتظر کسی نباش تا بیاد و باهاش خوشبخت بشی

وابستگی خودش عین بدبختیه

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/06/27 و ساعت 23 |

در جنگل با تو به سلامت از پل گذشتم

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/06/26 و ساعت 0 |

- رانندگیت خوبه، نه؟

* از کجا فهمیدی؟

- آخه خوب از خودت روندیش

+ نوشته شده توسط آهو در چهارشنبه 1388/06/25 و ساعت 0 |

این روزها سکوت، نشون از نفرت داره ....... نه رضایت

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/06/24 و ساعت 0 |

این شناسنامه ی قلبم

برگه ی انتخاباتش رو ببین

سفیده سفیده

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/06/23 و ساعت 0 |

آقای شیخ صحبتش از 30 دقیقه بیشتر شد

برق ها رو خاموش کردن ... صحبتش تموم نشد

آقای مداح اومد نشست، میکروفون به دست، آماده ... صحبتش تموم نشد

خانوم بغل دستی من: یا علی، اینو ساکتش کن !!!!!!!

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/06/20 و ساعت 14 |

1

2

3

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/06/16 و ساعت 0 |

اولین بار بود تلاش کردم و نتیجه نگرفتم

شاید نیاز بود

زیادی مغرور شدم

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 1 |

اما ابرهای سیاه قبل از عبور، باید ببارن

+ نوشته شده توسط آهو در جمعه 1388/06/06 و ساعت 22 |

نگاهت با قلبم، تاپ تاپ خمیر بازی می کنه

+ نوشته شده توسط آهو در پنجشنبه 1388/06/05 و ساعت 0 |

خیلی تلخه ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده

ولی تلخ تر اونه که ببینی یه شیر اسیر چشم های یه آهو شده

+ نوشته شده توسط آهو در سه شنبه 1388/06/03 و ساعت 23 |

خداوندا به همسایگان ما ملاحظه ای عطا بفرما

تا نیمه های شب سینما خانواده شان را به سینما محله تبدیل نکنند!

+ نوشته شده توسط آهو در دوشنبه 1388/06/02 و ساعت 0 |

راست می گفتن

تو واسه من قدّ نقطه بودی

که محنت رو به محبت تبدیل کردی

+ نوشته شده توسط آهو در یکشنبه 1388/06/01 و ساعت 0 |